اما من به یاد داستانی از مرحوم تختی افتادم.
روزی شادروان تختی در جنوب تهران از خیابانی می گذشت ،جوجه لاتی برای آنکه خودی نشان دهد ، فحشی به مرحوم تختی داد . مرحوم تختی نگاهی به او کرد و در میان تعجب همگان محل رو ترک کرد . وقتی به او گفتند که چرا واکنشی نشان ندادی .گفت من می تونستم به راحتی با ضربه ای او را نقش بر زمین کنم اما بعدا همه جا می گفت که من با تختی دعوا کرده ام و بدینترتیب برای خود اسم و رسمی دست و پا می کرد .
حال داستان این قلم به مزدی که حقیرانه ، روزی اش را در آستانه بوسی اصلاح طلبان حکومتی دنبال می کند ، متفاوت با این ماجرا نیست .
بهترین جواب او و بزرگانش سکوت است و تداوم تلاش برای آزادی و دموکراسی واقعی بدور از فریب و نیرنگ و انحراف اصلاحات به وادی منفعت طلبی های فردی و گروهی و برنامه های سترون و عقیم.
بگذارید آنها و رقبایشان در بلوک قدرت عصبانی باشند و از این عصبانیت هر چه می خواهند فحاشی کنند ، جامعه ایران مسیر خود را یافته است و بی اعتنا به سرکوب دولت مهرورزی و عقب نشینی های اصلاح طلبان حکومتی و نرد عشق بازی آنها با اصحاب قدرت و تلاش محکوم به شکست کسانی که هنوز می خواهند جامه های ناساز ایدئولوژی هایشان را به اندام جنبش دموکراسی خواهی بپوشانند ، حرکتش را ادامه خواهد داد.
حضور پر طراوت آنان به روشنی نشان داد که دانشگاه زنده است و توهم و خیال نا صواب حاکمیت پادگانی در تحمیل اختناق و تک صدایی بر دانشگاه ها تعبیر نشده است .
دیروز ادامه دهندگان راه پر افتخار شریعت رضوی ، قند چی و بزرگ نیا ، مصممانه آزادی و برابری و نفی استبداد و استعمار را فریاد زدند .خواهان تحقق حقوق صنفی دانشجویان و بازگشت به تحصیل دانشجویان ستاره دار شدند ، استعفای مدیران بی کفایت انتصابی و بیگانه با روح و جوهره دانشگاه را خواستار شدند. همراهی و پیوند خود با دیگر جنبش های اجتماعی از جمله زنان و کارگران را نشان دادند و بار دیگر پیمان خود با آرمان های ملت و حنبش دموکراسی خواهی را تجدید کردند .
دیروز دانشگاه تهران بوی سه آذر اهورایی را می داد .دیروز دانشجویان نشان دادند که چه قدر اقتدار دولت غیر مردمی و رانتی احمدی نژاد توخالی است و آنانی که با ترساندن مردم می کوشیدند آنها را در انتخابات قبلی پای صندوق بکشانند ، دیدند که می توان بدون حضور در ارکان حکومت ، فعالیت کرد و موجودیت خود را بر حکومت تحمیل کرد .
دیروز حباب تصورات خام دولت احمدی نژاد و حامیانش ترکید که فکر می کردند می توانند با اخراج مدیران اصلاح طلب از وزارتخانه علوم و گماردن افراد وابسته و خائف در برابر نهاد های امنیتی در سمت مدیریت دانشگاه ها ، پاکسازی اساتید ، میدان دادن به گروه های شبه نظامی ،ممانعت از تحصیل فعالان منتقد دانشجویی ، احضار های گسترده به کمیته های انضباطی ، چراغ انتقاد و اندیشه ورزی را در دانشگاه ها خاموش کنند ! اما آنها فهمیدند که با داغ و درفش و دروغ نمی توان دانشگاه را سرکوب کرد. این شعله خاموش شدنی نیست .
حرکت دیروز که توازن قوا در دانشگاه را به نفع جنبش دانشجویی تغییر داد ، جلوه ای از اصلاحات جامعه محور بود که با تعقیب خواسته های جنبش های اجتماعی و همسو کردن بردار های آن در تدارک اصلاحات بنیادین است .
بی تردید خودباوری ، مقاومت و ثبات قدم عاملی اساسی در شکوهمندی برنامه دیروز بود.اگر این حرکت ها در شکلی سازمان یافته ،ادامه پیدا کند .قطعا دست های حاکمیت بالا خواهد رفت و فرایند تحقق استقلال دانشگاه و رعایت آزادی های آکادمیک گام های اساسی به جلو برخواهد داشت که بازگشت نا پذیر خواهد بود و نهادینه خواهد شد .
چرا که این دستاورد نتیجه تلاش مستقل جامعه دانشگاهی و دانشجویی است و موهبت بخشی از نظلام سیاسی نیست که با خروج آنان از قدرت رنگ بازد.
اما تلاش سکتاریستی و فرقه گرایانه عده ای برای بهره برداری خاص از این روز فرخنده و شکستن جو انسجام و اتحاد حول آرمان های جنیش دانشجویی و مطالبات دموکراسی خواهانه ، نقطه منفی این مراسم بود .
این افراد بهتر است به جای دامن زدن به تفرقه و تعقیب انگاره های ایدئولوژیک خود در برنامه هایی که متعلق به کلیت جنبش دانشجویی است ، طریق وحدت و انسجام حول پروژه دموکراسی خواهی و حقوق بشر ر ا پی بگیرند و یا جداگانه برنامه خود ر ابرگزار کنند و البته انصاف و اخلاق هم حکم می کند که آشکارا هویت خود و پیشینه آن را از قبل برای دانشجویان روشن کنند .
تا آنگاه دانشجویان بهتر بتوانند به قضاوت بپردازند نه آنکه از محیط برنامه دفتر تحکیم وحدت برای تبلیغ دیدگاهی خاص سوء استفاده کنند .
نقطه قوت جنبش دانشجویی در دهه اخیر دوری از رویکرد ایدئولوژی گرایی و تعقیب گفتمان دموکراسی خواهی با پذیرش کثرت گرایی نیروهای سیاسی و اجتماعی بوده است که سعی کرده فضای خود را در اختیار تمامی نیروهای تحول خواه و مدافع دموکراسی قرار دهد .
تعقیب ایدئولوژی خاص و بویژه آنهم جریانی که هنوز پیکره میهن از جراحت های هولناک آن زخمی است ، تجربه جهانی آن نیز دستاوردی جز فلاکت و محرومیت های گوناگون سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی نداشته است ، پذیرای حضور مخالف نیست و ایدئولوژی اش در برنتافتن حقوق بشر و دموکراسی ،دست کمی از باور های ارتجاعی دار و دسته احمدی نژاد ندارد و معلوم نیست گفتمان آن در زمینه سیاست خارجی و روابط بین الملل چه تفاوتی با حاکمیت انتصابی دارد ، جز ضربه زدن به اقتدار جنبش دانشجویی و سوق دادن آن به مسیر های انحرافی نتیجه ای ندارد.
البته سیمای چپ نو ، مترقی و دموکرات از این مسائل بری است .اما اگر قرار است که تبلیغ ایدئولوژی مبنای فعالیت قرار گیرد آنگاه عرصه دانشگاه و عرصه جامعه مدنی میدان ستیز ایدئولوژی ها خواهد شد و نتیجه آن به هدر رفتن پتانسیل سازنده دانشگاه خواهد بود .
به امید آنکه تمامی گرایش های دانشجویی با درک درست از مسائل بر روی اهداف کلی جنبش دانشجویی و پروژه دموکراسی خواهی توافق کنند و باور های ایدئولوژیک را در محیط های خاص خود تبلیغ کنند . در این میان گفتگو و بردباری در به رسمیت شناختن حضور اندیشه مخالف و دوری از رویکرد های حذفی بسیار کارگشا خواهد بود.
در پایان به همه کسانی که در تدارک و ایجاد این رویداد سترگ نقش داشتند و بویژه دانشجویانی که علی رغم همه هزینه ها و تهدید ها ،حضور پیدا کردند ، دست مریزاد و تبریک می گویم

