بغض سید موسوی خوئینی در مراسم ختم پدرش شکست که حتی مراعات عزاداری او را هم نمی کنند .شب ها کشان کشان به اتاق بازجویی می برندش تا دست انابت به سوی مقام شامخ ولایت دراز کند و بابت همه انتقاداتش به خودکامگی وی و دفاعش از حقوق ملت از او معذرت خواهد تا بدینترتیب کینه انباشته شده عالیجناب فروکش کند .
او را شکنجه می کنند تا عبرت دیگران شود که مبادا مو ی دماغ قدرت مطلقه شوند. داستان تلخ شکنجه سید روایت طولانی و غم انگیز بی پناهی و توان فرسایی آزادی خواهان ایرانی است که همواره دشنه حاکمان را بر گرده خویش تحمل کرده اند تا طلوع آزادی را نظاره گر باشند .اما این شام تیره زای را گویی پایانی نیست و علی رغم همه تلاش ها و تحولات زمانه هنوز قدرت مطلقه با زندان ، شکنجه ، سانسور ، دادگاه های فرمایشی و چماق کشی نیروهای تحول خواه را مهار می کند و تمامی حقوق از کسانی که پرچم عصیان و اعتراض برافراشته اند ، را می ستاند .
آنان حق زندگی شرافتمندانه و آرام ندارند .یا باید در زندان باشند و یا از امکانات جامعه اعم از فرصت های شغلی و آموزشی محروم باشند و یا به ناچار کشور را ترک کنند . فرصت های جامعه در انحصار وابستگان قدرت است و درست همانند روزگاران پیشین چون عطایای حاکم به رعایا بخشیده می شود .
دانشجویان چون خوشایند ساختار قدرت عمل نکرده اند .چون به تبعیت از فرامین ولی فقیه برنخواسته اند و حتی زبان به انتقاد او گشوده اند .چون جهانی دیگری و شیوه زیست دیگری طلب کرده اند .چون به اقتضای گوهر حقیقت طلبی دانشگاه عمل کرده اند از تحصیل محروم می شوند .حق ندارند در مقاطع تحصیلات تکمیلی درس بخوانند .از ثبت نام دانشجویان منتقد که برخی از آنها حتی سیاسی هم نبوده اند و تنها در کسوت یک تلاشگر صنفی خواستار تغییر برخی امور شده اند جلوگیری می شود .تا بدینترتیب باب انتقاد و اعتراض در دانشگاه بسته شود و نیروهای مدافع حکومت و تشکل های شبه نظامی بابیرون کردن رقیب از بازی ، مسابقه را ببرند .
زهی خیال باطل که چراغ اندیشه و انتقاد در دانشگاه خاموش شود .
چراغی را که ایزد برفروزد اگر ابله پف کند ریشش بسوزد.
این روزهای خاکستری و زمستانی رفتنی است و می تواند بشارت آور بهاری دل انگیز باشد .ثبات قدم ، مقاومت و خودباوری تکیه گاهی است که می تواند بابهره گیری از انباشت تجارب مبارزاتی قبلی به حیات خودکامگی پایان بخشد.سختی ها در حکم کوره ای هستند که منجر به آبدیده شدن بیشتر خواهد شد .این یورش ها این شکنجه ها و این محدودیت ها همه و همه نشان از استیصال دستگاهی است که با سپردن امور به نیروهای نظامی و امنیتی سر سپرده آستان قدرت می خواهد بحران مشروعیتش را بپوشاند . اما همانگونه که تاریخ نشان داده است این دست و پا زدن ها به جایی نخواهد رسید .ایستادگی ، صبر و اعتراض کلید پیروزی است .
در این مقطع باید با تمام توان برای آزادی زندانیان سیاسی کوشید .خصوصا آنانی که در شرایط نا معلومی در بازداشت گاه ها به سر می برند .موسوی خوئینی ، احمد باطبی ، خیرالله درخشندی ، ابولفضل جهاندار ، کیوان انصاری ، سعید ماسولی، متهمان حوادث آذربایجان و... در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زیر فشار بازجویی و فتنه گری گماشتگان محسنی اژه ای به سر می برند .حمایت موثر از آنان عرصه را بر سناریو سازی های امنیتی و رعب افکنی تنگ خواهد کرد .


